پانصد و پنجاه و یک!.

امروز اولین روز کاری من در سال جدید بود و میشه گفت با این جابجایی ساعتها سخت ترین روز هم بود مثل هر سال!.

خیلی سخت امدم سرکار!

تقریبا میشه گفت به زحمت از بالش نازنینم جدا شدم و تا آخرهای تایم کاری یه چشمم خواب بود :(

از صبح دارم به معلم شدن فکر می کنم.چقدر تعطیلی دارن.نقطه!!!!

 

 

 

من و آقای همسر تنهایم!.

خاله و دایی ها، همه رفتن مسافرت ،حتی بابااینا که با خودمون دوشنبه از سفر برگشتن یهویی تصمیم گرفتن برن جنوب و الان اونجا هستن!.

 

/ 0 نظر / 5 بازدید