هفتصد و بیست و هفت!.

وقتی بعد از مدتها فرصت می کنی که لپ تابت روشن کنی و به وبلاگت سر بزنی با دیدن کامنتهای پر از احساس دوستات لبخند به لبت میاد  و دلگرم میشی :)

سلام به همه

صبح قشنگ 15 فروردین 94 به خیر و شادی :)

امیدوارم سال 94 سال خوبی برای من ، برای تو و برای همه مون باشه :)

 

.

.

تعطیلات عید رو با سفر چند روز پشت سر گذاشتیم اونم با کلی انرژی منفی از اطرافیان که پسری مریض میشه نرید

اما کسی رکود و خستگی بارداری سخت من بعدش زایمان و روزهای پر از حسهای تنهایی اوایل تولد پسرم که به هیچ وجه نبود مامان نمیتونستم بپذیرم رو نمی دید

تصمیم برای سفر قطعی کردیم و رفتیم 

خیلی خوب سفر شروع شد اما انرژی های منفی اطرافیان سرماخوردگی سختی نصیبم کرد که  2 3 روز زودتر برگشتیم و تا همین دیروز مریض بودم!.

سرماخوردگی که خیلی ساده شروع شد و به سینه پهلوی شدید رسید و چقدر سخته که دیگه خودت مهم نیستی و یه موجود کوچولو با چشمهای ژاپنیش دایم بغل تو رو می خواست...

موجود کوچولوی که دیگه کچل نیست و موهای سیخی سیخی داره که باعث شده لقب امپراطور رو بگیره و همه جناب امپراطور صداش کنن :)

از 13بدر تصمیم گرفتم انرژیهای منفی دور کنم و به زندگی لبخند بزنم :)

سلام زندگی

12 روز به پایان مرخصی زایمانم باقی مونده و اگه نتونم یه پرستار مطمین پیدا کنم کارم میزارم کنار...

فقط میتونم بگم با تصور رفتن سرکار و اینکه پسرک بزارم مهد یا پرستار بگیرم قلبم توی دهنمه و چشمام اشکی..

واقعا درست گفتن هر وقت خواستی قلبت بیرون از بدنت بتپه مادر شو...

هیچ وقت اینقدر به مامانم نیاز نداشتم که از وقتی مادر شدم دارم...

دغدغه فکری این روزهای خیلی زیاده که لابلای روزهای مادرانم هستن

روزهام رو دوست دارم دلم میخواد کشدار باشن و تا میتونم پسرم بو بکشم 

دلم میخواد پسری همینقدری بمونه و بچسبه بهم

پاکی و معصومیتشو دوست دارم!.

گاهی فکر میکنم قبلا بدون پسرکم چطور نفس می کشیدم...

 

/ 7 نظر / 55 بازدید
آرامیس

چه نازه اين امپراطوري .....ببوسش بجام و قدر داشته هاي الانتو بدون.روحش شاد باشه مادر خوبتون

نفیس

ای جونم امپراطور قندعسل ببوسش و بچلونش امیدوارم بتونی یک پرستار خوب و مطمین پیدا کنی تا بتونی برگردی سرکارت و هم بعد کار برای پسری انرژی داشته باشی

ماری

سلام سال نو مبارک از من میشنوی نرو سر کار. این دندون بکن بنداز دور. وگرنه مثل من چند سال با عذاب وجدان و روح خسته و فکر داغون هر روز و هر دقیقه فکر می کنی چرا اومدم.چرا دارم میام.

مهربانو

عزیز دلی تو دختر صبور و مهربون... امیدوارم روزهات بهتر از همیشه بگذرن و خداوند حلال مشکلاتت باشه.. توکل کن حل میشه این مساله هم :) می سپارمت به دستای خودش...

زهرای روزهای خوب پاییزی

ای جونم گل پسر مو سیخ سیخی ایشالا سلامت باشه و سرحال راستی سلام و سال نوت مبارک هر روز به وبلاگت سر میزنم اما نیستی انگار تو هم در وایبر غرق شدی؟لطفا نذارید وبلاگستون این جوری باشه می خواهی بری سرکار؟اگه میتونین از پس مشکلات اقتصادی بر برییاید خوب نیا...مهد نمیشه بذاریش؟بچه های کارمندا خیلی طفلکی هستن .خیلیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی

نارنجدونه

هوممممم :) پسرک قندکی [بغل] امیدوارم بهترین شرایط برات پیش بیاد ساینا جان

تنهاتراز آئینه

سلام.سال نو مبارک. بعداز مدتها آمدم و میبینم جزء معدود نفراتی هستی که هنوز هستی. خوشحالم که هستی